تبليغاتX
حیف عمرم
 

تمام میشوم به زودی...

قبل از رسیدن به آرزوهایم..

.

.

.

دلم روشن است!!!

+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1390ساعت 18:47  توسط سوگند 

 

.the first & the most important way of prosperity is having good parents

سوگند(س)

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 22:11  توسط سوگند  | 

 

دیگر نگاه هیچ مردی

جذاب نیست

مصلوب شده ام

میان چشمانت ...*

*دختر حوا

 

پ.ن:

چه خوش به حالم من که هنوز دوستانی دارم که به یادم هستن!

دوست دارمتون.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1390ساعت 15:23  توسط سوگند 

 

و تو چه میدانی چه حالی دارد ایستادن روی لبه ی آخر دنیا؟!

ـــــــــــــــــ

بغض و دیگر هیج!

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1390ساعت 23:13  توسط سوگند 

امروزو فراموش نمی کنم...هیچوقت.

۲۸/۱۲/۸۹

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 2:56  توسط سوگند 

نه پیشانی من به لبهای تو رسید

نه لیاقت تو به احساس من

چیزی به هم بدهکار نیستیم

هر دو کم آوردیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اسفند1389ساعت 0:4  توسط سوگند 

 

بالا و پایین پریدنم
از شوق ِ زندگی نیست،
ماهی
روی خاک
چه می‌کند؟
*

*/حسن اسماعیل زاده/

**********************

 پ.ن:

*با دیدن شمار نظرات خصوصی اشک در چشمانمان حلقه گشت!...(شما رو نداشتم چیکار میکردم؟!)

 

اعتراف نوشت :

*چقدر از این آدمایی که دیر به دیر آپ می کنن بدم میاد!..اه !

.

.

*مجبور بودم می فهمی؟..مجبور بودم!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 22:2  توسط سوگند  | 

 

همه چیز از جایی شروع شد

که گفتی دوستم داری.

گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی

 بهانه ای کافیست!

 

 اختصاصی نوشت:

*به آسمان می نگرم...در جستجوی شهابی!

*ماری عزیزم فلن نمیخوام با این حالم صدامو بشنوی...شاید یه روز خوب شدم...

*دوستتون دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 دی1389ساعت 18:59  توسط سوگند  | 

می سوزم از این دورویی و نیرنگ..

یکرنگی کودکانه میخواهم....

ای مرگ از آن لبان خاموشت

یک بوسه ی جاودانه میخواهم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 21:18  توسط سوگند 

 

"می‌شود برگشت

تا دبستان راه کوتاهی است

می‌شود از رد باران رفت

می‌شود با سادگی آمیخت

می‌شود کوچکتر از این‌جا و اکنون شد

. . .

جای من خالیست

جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست

. . .

جای من در زندگی خالیست . . ."

(از شعر "مهربانی را بیاموزیم")

 

 پ.ن:

لعنت به من احمق که پشت پا زدم به بختم!...لعنت به من...

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 آبان1389ساعت 17:48  توسط سوگند